شیر یا خط ؟
ساعت ٥:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٧  

شیر یا خط ؟

جنگ عظیمی بین دو کشور درگرفته بود.ماهها از شروع جنگ می گذشت و جنگ کماکان ادامه داشت. سربازان دو طرف خسته شده بودند. فرمانده یکی از دو کشور با طراحی اساسی قصد حمله بزرگی را به دشمن داشت وآن طرح با چنان دقت و درایتی ریخته شده بود که فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان کامل داشت ولی سربازان خسته ودودل بودند.فرمانده سربازان خود    را جمع کردو راجع به نقشه حمله خود توضیحاتی به آنهاداد.سپس سکه ای از جیب خود درآورد    و گفت: سکه را بالا می اندازم، اگر شیر آمد پیروز می شویم و اگر خط آمد شکست می خوریم. سپس سکه را به بالا پرتاب کرد . سربازان با دقت، حرکت و چرخش سکه را در هوا دنبال کردند    تا به زمین رسید.شیر آمده بود.فریاد شادی سربازان به هوا برخاست.فردای آنروز با نیرویی فوق العاده به دشمن حمله کردند و پیروز شدند. پس از پایان نبرد، معاون فرمانده نزد او آمد و گفت: قربان، آیا شما واقعا می خواستید سرنوشت کشورمان را به یک سکه واگذار کنید؟ فرمانده به     او لبخندی زد و گفت: بله و سکه را به او نشان داد.هر دو طرف سکه شیر بود.

Free Image Hosting


کلمات کلیدی: